نقدی بر طنز ناتمام حاج آقا!
اختصاصی| سقوط فیلم تبریزی؛ این یک فرصت سوزی سینمایی واقعی بود

حنیفه دهقانی| پس از سالها توقیف و انتظار، «سلام علیکم حاج آقا» ساخته حسین تبریزی سرانجام فرصت اکران یافت. فیلمی که آغازگر آن یک ایده نقطهای درخشان و پرظرفیت است؛ یک طلبه، در لحظه نمادین عمامهگذاری، بهناگاه نابینا میشود.
به گزارش میار، این مفهوم، اگر بهدرستی پرداخته میشد، میتوانست نه فقط یک کمدی صرف، بلکه یک طنز نیشدار و نقدی اجتماعی-هویتی باشد که مناسبات میان هویت مذهبی و انتظارات اجتماعی را با جسارت کمنظیری به چالش میکشید اما متأسفانه، فیلم در اجرا، به یک کلاف سردرگم، شلخته، شعاری و فاقد هرگونه انسجام روایی و فرمیک تبدیل میشود. «سلام علیکم حاج آقا» به جای آنکه از پتانسیل خود بهره ببرد، آن را در قربانگاه شوخیهای دمدستی و محافظهکاری مطلق ذبح میکند؛ نتیجه، اثری است که بیشتر شبیه به یک تلهفیلم طولانی و بیسروته است تا یک اثر سینمایی مستقل و محکم.
از ایده تا آشفتگی اپیزودیک
ایده اصلی فیلم حاوی یک تناقض دراماتیک قوی است؛ تغییر وضعیت طلبهای که میخواهد به نماد دیدهشدن و راهنمایی تبدیل شود، درست در لحظه تبدیل، کور میشود. این نابینایی میتوانست متافوری قوی باشد برای "ندیدن حقیقت اجتماعی" یا "ناتوانی در درک واقعیتها".
- فقدان قوس دراماتیک: فیلمنامه در بسط این ایده، بهکلی از یک خط روایی منسجم و یک قوس دراماتیک روشن برای شخصیت محوری محروم است. روایت بهسرعت به مجموعهای از سکانسها و موقعیتهای اپیزودیک و بیربط تبدیل میشود که بهجای پیشبرد قصه، صرفاً تلاشی سطحی برای تزریق پیامهای اخلاقی یا شعارهای سطحی میکنند.
- شخصیتپردازی ناقص: فقدان پرداخت علتومعلولی درونی، بهخصوص در شخصیت طلبه، باعث میشود که تحول یا درگیریهای او فاقد عمق و باورپذیری باشد. مخاطب از پیگیر شدن سرنوشت او باز میماند زیرا هیچگاه منطق درونی کنشهایش را درک نمیکند.
تقلیل نقد به سخرهسازی ساده
کمدی موفق نیازمند موقعیتسازی دقیق منطقی و یک زیرمتن اجتماعی هوشمند است که تماشاگر را به فکر وادارد.
- جایگاه طنز، نه شوخی: سلام علیکم حاج آقا غالباً در دام شوخیهای مبتنی بر سوءتفاهمهای ساده و لحظهای یا تقلیدهای ناموفق میافتد. این شوخیها، که بیشتر از جنس کمدی بزندررو و بیمبنای تلویزیونی است، فاقد کنایه انتقادی یا طنز موقعیت معنادار هستند.
- محافظهکاری در نقد: فیلم از بهرهبرداری انتقادی و عمیق از وضعیت نابینایی (بهعنوان استعاره) یا جایگاه طلبگی در جامعه، بهطور کامل سر باز میزند. بهجای ساختن طنزی که کلیشههای هویتی را به چالش بکشد، فیلم گاه بهسادگی به سخرهسازی سطحی از وضعیتها اکتفا میکند و از تبدیل شدن به یک «کمدی اجتماعی متعهد» باز میماند.
تخت و فاقد انرژی سینمایی
حسین تبریزی در میزانسن و قاببندی، هیچ زبان بصری مشخص و منسجمی ارائه نمیدهد که به تقویت درام یا کنایههای کمدی کمک کند.
- قابهای تلویزیونی و ایستا: قابها و میزانسنها اغلب تخت، بیانرژی و متکی بر دیالوگ هستند؛ گویی فیلم از اساس با ذهنیت سریالسازی سفارشی و ارزان ساخته شده است. این محافظهکاری تصویری اجازه نمیدهد که تضادهای دراماتیک و کنایههای اجتماعی با نیروی بصری قوی و سینمایی تقویت شوند.
- فقدان ریتم کمدی: کمدی به یک ضربآهنگ سریع، دقیق و متوازن نیاز دارد. کارگردانی فیلم در حفظ این ضربآهنگ ناتوان است و سکانسها اغلب کشدار، طولانی و خستهکننده به نظر میرسند.
ستارههای بدون جهت دراماتیک
حضور بازیگران شناختهشده (از جمله حمید گودرزی، پوریا پورسرخ، لیلا اوتادی و محمدرضا شریفینیا) پتانسیلی برای جذب گیشه دارد اما فقدان رهبری بازیگری قوی و متنی محکم، باعث میشود که این حضور به هدر رود.
- اجراهای تصنعی و متناقض: بازیها گاهی تصنعی، اغراقآمیز و در تعارض با منطق موقعیت به نظر میرسند. گویی خود بازیگران نیز با لحن طنز فیلم و جدیبودن موقعیتهای کمدی مشکل دارند.
- تهی از انرژی واقعی: نتیجه، مجموعهای از اجراهای ستارهمحور فاقد انرژی حضوری واقعی و کاراکترسازی منسجم است که نمیتوانند مخاطب را به درون جهان کاراکتر بکشانند.
در نهایت میتوان گفت، سلام علیکم حاج آقا با یک ایده نمادین عالی آغاز میشود اما در عمل، تبدیل به یک مجموعه بیسر و ته از شوخیهای پراکنده و موقعیتهای ناتمام میشود. فیلم بهجای آنکه از بستر داستانی خود برای گشودن پرسشهای اجتماعی عمیقتر و خلق طنزی نافذ بهره ببرد، به محافظهکاری روایی، شعارزدگی و کلیشههای کمدی سطحی پناه میبرد. خروجی، اثری است که نه توان خنداندن معنیدار را دارد و نه قدرت به فکر واداشتن؛ یک نتیجه ناکام که متأسفانه جایگاه خود را بهعنوان یک فیلم سینمایی مستقل و جسور از دست داده است.
